فضایل سوره ملک

- عَنْ أَبِى هُرَیْرَةَ(رض) أَنَّ النَّبِىِّ (ص) قَالَ: «إِنَّ سُورَةً فِى الْقُرْآنِ ثَلاَثُونَ آیَةً شَفَعَتْ لرجلٍ حَتَّى غُفِرَ لَهُ وَهِیَ (تَبَارَكَ الَّذِى بِیَدِهِ الْمُلْكُ)».

ابوهریره(رض) می‌گوید: نبی اکرم ص فرمود: «سوره‌ای در قرآن وجود دارد که دارای سی آیه می‌باشد، این سوره برای یک مرد به اندازه‌ای شفاعت نمود که باعث مغفرت وی گردید، و آن سورة ملک می‌باشد»([1]).

2- عَنْ أنسٍ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ الله (ص) : «سُورَةٌ من القرآن ما هی إلا ثلاثون آیة خاصمت عن صاحبها حتى أدخلته الجنة وهی (تبارك)».

انس (رض)  می‌گوید: رسول الله ص فرمود: «سوره‌ای در قرآن وجود دارد که فقط سی آیه می‌باشد، آن سوره به اندازه‌ای از صاحبش دفاع نمود تا این که او را وارد بهشت ساخت، و آن سورة ملک می‌باشد»([2]).

3- عن ابن مسعود (رض) ، قال: «یؤتى الرجل فی قبره فتؤتى رجلاه فتقول رجلاه: لیس لكم على ما قبلی سبیل كان یقوم یقرأ بی سورة الملك، ثم یؤتى من قبل صدره أو قال بطنه، فیقول: لیس لكم على ما قبلی سبیل كان أوعى فِیَّ سورة الملك، ثم یؤتى من قبل رأسه فیقول: لیس لكم على ما قبلی سبیل كان یقرأ بی سورة الملك، فهی المانعة تمنع من عذاب القبر وهی فی التوراة سورة الملك، ومن قرأها فی لیلة فقد أكثر وأطنب».

عبدالله بن مسعود (رض)  می‌گوید: فرشتگان عذاب در قبر نزد شخص می‌روند، نخست از جانب پاهایش به او نزدیک می‌شوند، پاهایش می‌گویند: از جانب من به او دسترسی پیدا نمی‌کنید؛ زیرا او (در دنیا) سورة ملک را تلاوت می‌نمود. سپس فرشتگان عذاب از جانب سینه یا شکم به او نزدیک می‌شوند، سینه می‌گوید: از جانب من نمی‌توانید به او برسید، زیرا در درون من سورة ملک را حفظ و نگهداری نمود، بعد از آن از طرف سرش به او نزدیک می‌شوند، سرش می‌گوید: از جانب من هم نمی‌توانید به او نزدیک شوید، چرا که به وسیلة من سورة ملک را تلاوت می‌نمود، لذا باید دانست که سورة ملک مانعی است که از عذاب قبر جلوگیری می‌نماید، این سورة در تورات نیز معرفی شده است، هرکس شبانه آن را تلاوت نماید کار زیاد و بسیار خوبی انجام داده است([3]).

دانلود سوره ملک mp3 مشاری راشد


([1])- روایت احمد و ابن حبان و حاکم بالسند حسن: نگا صحیح ابی داود.

([2])- حدیثی حسن است، نگا صحیح الجامع و صحیح ابوداود.

([3])- حاکم آن را به صورت موقوف روایت نموده است و نگا صحیح ترغیب و ترهیب. البته جملة «سورة ملک از عذاب الهی جلوگیری می‌نماید» به طور مرفوع از رسول اکرم ص به ثبوت رسیده است،  نگا سلسلة صحیحه و صحیح الجامع.

منبع : وبلاگ ختم قرآن

گوهرناب

هر کس به دنیا راضی شود، از آن ناراضی می رود.

در دنیا، هر کس برای خود پرونده می سازد.

هر چه را نباید دلبستگی را نشاید.

شخصیت هر کس را با ترازوی اخلاقش وزن کنید.

هر که را در زندگی نانش نخورند، چون بمیرد نامش نبرند.

بعضی ها، هندسه شخصیت خود را با خط های کج ترسیم کرده اند.

دل منافق، مشق سیاه شیطان است.

کسی که روی پای خود بایستد، به عصای دیگران محتاج نمی شود.

آدم بی احتیاط، عروس مرگ است.

اولین مرحله دانایی، آن است که بدانی که نمی دانی.

هر که سخن نسنجد، از جوابش برنجد.

همیشه آن قدر بگویید، که می توانید بشنوید.

سکوت دانا بلندتر از فریاد نادان است.

وقتی می توانی با سکوت حرف بزنی، بر پایه لرزان واژه ها تکیه مکن.

سکوت، سخن بزرگی است که خداوند به گویاترین زبانها بخشیده است.

خوشرویی، ویزای ورود به کشور دل است.

کاری که با غرور آغاز می شود، با شکست پایان می یابد.

چشم ناپاک، چشم شیطان است.

غفلت، آشنای روح های شیطان زده است.

هفته ای یک بار، آرزوهای طولانی خود را قیچی کنید.

ظاهرسازی، بدترین ساخت و ساز است.

بدترین بازی ها، پارتی بازی است.

هر که خیانت ورزد، پشتش در حساب بلرزد.

آرزو بد نیست، طغیانش بد است.

عمر هوس، از عمر حباب کوتاه تر است.

محتکر، در انبار آرزوهایش زندانی است.

حرف مفت، باد می کند.

هوس، هووی عشق است.

وقت کشی، جزئی از خود کشی است.

ضعیف کشی، هنر ضعیفانی است که در دام قدرت افتاده اند.

هر گناه، یک بند شیطان است. با چند بند شیطان، دست سعادت خویش را بسته اید؟

گناهکار، عروسک کوکی شیطان است.

گناهکاران، طراح رسوایی فردای خویشند.

از نگاه تا گناه راهی نیست.

پایان گناه، آه است.

بیدار شدن در اعماق دریا


همه مردم هنگام سختی و مشکلات خداوند را یاد می کنند. ولیکن تعداد زیادی از آنها بعد از نجات و رفع گرفتاری خدا را فراموش می کنند ، دوباره کارهای  قبلی  را  ازسر می گیرند.  ولی گروه دیگری هستند که  نه تنها ، خدا  را فراموش نمی کنند بلکه روش خود راعوض کرده. گذشته خود را نیز اصلاح می کنند. شماداستان پیامبرخدا،حضرت یونس علیه السلام را خوانده اید ،میدانید که بعد از اینکه قومش را بسوی یکتا پرستی دعوت کرد.وقوم او دعوتش را نپذیرفت
ند ناراحت شد. وآنها را ترک کرده، به طرف دریا رفت. درآنجا سوارکشتی شد.و رفت درمیان راه دریا طوفانی شدو کشتی در معرض غرق شدن قرار گرفت. ساکنین کشتی برای نجات  یافتن تصمیم گرفتند که وزن کشتی را کم کنند از اینرو اول بارها را به دریا ریختند ، سپس تصمیم گرفتند، که ازمیان  مسافرین هم کسی را  انتخاب کرده، به دریا بیاندازند.
اما داستان یونس امروز را بشنوید که می گوید:جوانی بودم که گمان می کردم زندگی یعنی مال وثروت زیاد................. خوش بودن وخوشگذرانی............... خوردن وخوابیدن در بسترهای نرم،سیروسیاحت ،گردش وتفریح و.........................

ادامه نوشته

دوستی های خیابانی به بهانه ازدواج وبا فرجامی ناخوش



    دختران قربانی می شوند.

دوستی های خیابانی معمولا از سنین مدرسه شروع  می شود و دختران

و پسران با ورود به سنین بلوغ و نوجوانی، دوستی با هم سالان غیر هم

جنس خود را تجربه می کنند. البته  در مواردی هم  دختران با  پسرانی

بزرگتر از خود  طرح دوستی  می ریزند که در  چنین شرایطی  میزان

آسیب زایی این روابط افزایش پیدا می کند. نوجوانان   در این  سنین به

دلیل درک  محدودی که از زندگی و خطرات  پیش رو دارند در معرض

خطرات  بسیاری  قرار می گیرند که گاه تمام آینده و زندگیشان  را تباه

می کند. در  جامعه  بسته  كنونی و  با  وجود  انواع  مختلف   مشكلات

اجتماعی افراد زیادی  هستند  که  در صدداند از راه دوستی پوششی بر

مشكلات  جنسی  خویش  بگذارند.به  این مناسبت  این افراد با شخصی

طرح دوستی ریخته و چون ناچارند این فرد را رام  خواسته های  خود

كنند به او پیشنهاد ازدواج می دهند.اما با گذشت زمان همه چیز را انكار

می كنند.غافل از اینكه فرد مقابل ناچار است  تجربه یك  شكست بزرگ

را در زندگی  تحمل كند. و متاسفانه در جامعه ما این موضوع باب شده

و اینجاست كه كلمه ارتباط  را در اذهان عمومی  زشت ومنفورمیكند.

ادامه نوشته

دفاع جالب ملکه هلند از حجاب


ملکه هلند انتقاد افراط گرایان راستگرا از وی درباره داشتن حجاب در بازدید از اماکن دینی در امارات و عمان را رد کرد و این انتقادات را ” مهمل ” توصیف کرد.

به گزارش خبرگزاری هلند، ” بئاتریکس” ملکه هلند در هنگام دیدار از اماکن مقدس دینی در کشورهای امارات و عمان، روسری بسته بود.


ادامه نوشته

گذر زمان


Beauty
تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه ات اینه که بانک هرروز صبح یک حساب برات باز می کنه
و توش هشتادوشش هزاروچهارصد دلار پول می گذاره ولی دوتا شرط داره.
یکی اینکه همه پول را باید تا شب خرج کنی، وگرنه هرچی اضافه بیاد ازت پس می گیرند.
نمی تونی تقلب کنی و یا اضافهٔ پول را به حساب دیگه ای منتقل کنی.
هرروز صبح بانک برات یک حساب جدید با همون موجودی باز می کنه.
شرط بعدی اینه که بانک می تونه هروقت بخواد بدون اطلاع قبلی حسابو ببنده و بگه جایزه تموم شد.
حالا بگو چه طوری عمل می کنی؟
او زمان زیادی برای پاسخ به این سوال نیاز نداشت و سریعا …
همه ما این حساب جادویی را در اختیار داریم: زمان. این حساب با ثانیه ها پر می شه.هرروزکه از خواب بیدار میشیم هشتادوشش هزارو چهارصد ثانیه به ما جایزه میدن و شب که می خوابیم مقداری را که مصرف نکردیم نمیتونیم به روز بعد منتقل کنیم. لحظه هایی که زندگی نکردیم از دستمون رفته.
دیروز ناپدید شده. هرروز صبح جادو می شه و هشتادوشش هزاروچهارصد ثانیه به ما میدن. یادت باشه که من و تو فعلا از این نعمت برخورداریم ولی بانک می تونه هروقت بخواد حسابو بدون اطلاع قبلی ببنده. ما به جای استفاده از موجودیمون نشستیم بحث و جدل می کنیم و غصه می خوریم. بیائیم از زمانی که برامون باقی مونده بیشترین و بهترین استفاده رو ببریم.

کریستیانو رونالدو ( دفاع از فلسطين)


کریستیانو رونالدو بمب منفجر کرد !
 
بعد از اینکه رونالدو درخواست رئیس جمهور اسرائیل رو رد کرد که با هم ملاقات داشته باشن ! 

کریستیانو رونالدو گفت : اگر من هم مثل بازیکنان دیگه بگم اسرائیل را دوست دارم همه سال من را به عنوان بهترین بازیکن جهان انتخاب میکنن . ولی همه مردم میدونن که حق من را در این سال های اخیر خوردن ! 

ولی من هرگز این حرف را نمیزنم و همیشه از اسرائیل بدم آمده ! 
من طرفدار فلسطین هستم من طرفدار کودکان بی گناهی هستم که به ناحق کشته میشن !

چطور خدا فراموشتون كنه وقتی شما اينگونه به يادشين؟!


الهی خوشبخت بشید که هیچ بهانه ای مانع نمازخوندنتون نشده حتی گرفتاری شب عروسی!!

.

آیت اله جوادی آملی: پیامبر(ص) به بت ها هم فحش نمی داد!

به گزارش ایسنا آیت‌الله عبدالله جوادی آملی پیش از ظهر ۱۷ فروردین ماه در درس تفسیر خود که در مسجد اعظم برگزار شد، به تفسیر آیات ابتدایی سوره مبارکه احزاب پرداخت و گفت: سوره مبارکه احزاب در مدینه نازل شد و عناصر محوری آن مسائل حکومتی و سیاسی است، تشریح و تأسیس نظام و ارتش اسلامی و پایگاه اقتصاد اسلامی در سورهای مدنی مطرح است.

پیامبر حتی یک بار به بت‌ها فحش نداد

وی با اشاره به آیه «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِین إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا» اظهار داشت: باید دانست که تأسیس و تشکیل حکومت کار آسانی نیست، «یَا أَیُّهَا» ندا برای تنبه و از غفلت درآوردن یا برای تذکر و نشان دادن حساس بودن این مطلب است، در جریان یا ایها النبی این نشان از حساس بودن موضوع است، در هیچ جای قرآن خداوند اسم حضرت را مورد خطاب قرار نمی‌دهد، آن‌جا که اسم حضرت را نظیر سوره آل‌عمران یا فتح یاد می‌کند برای آن است که به مردم بفهماند وجود آن حضرت سمتی به نام رسول الله یا نبی الله دارد، می‌خواهد بگوید که ایشان سمتی دارد، خداوند آن طور که با سایر انبیا اسم آنان را آورده است با پیامبر (ص) برخورد نکرده است، این نشان می‌دهد که ما نیز موظف هستیم با نبی با تجلیل و مؤدبانه سخن بگوییم. 


ادامه نوشته

پاک کنندگان گناهان(2)

16-   حج مبرور و مقبول: «من حَجَّ و لم يرفث ولم يفسق رَجَعَ كيوم ولدته أمه» «الحج المبرور ليس له جزاء إلا الجنة». (البخاری): هر کس بخاطر رضای خدا حج کند و کسی را دشنام ندهد و هنگام احرام با زن خود همبستر نشود و از راه حق و صواب تجاوز نکند و مرتکب معصیت نشود زمانی که از حج باز می‌ گردد مانند روزی است که از مادرش متولد شده است». «حج پاک خالصانه و صادقانه پاداشی جز بهشت ندارد» (بخاری). 17-   اندوه و گرفتاری: «ما من مسلم يصيبه أَذًی إِلاَّ حاتَ اللهُ عَنْهُ خطاياه کما تحات ورق الشجر». «ما من مصيبة تصيب المسلمَ إِلاَّ کَفَّرَ اللهُ بها عنه حتی الشوكة يشاکها». (البخاری) پیامبر (صلى الله عليه وسلم) می ‌فرماید: هر مسلمانی که به رنج و بلائی گرفتار شود «و صبر کند» خداوند گناهان او را همانند برگ درخت که توسط حشرات تدریجاً خورده می‌ شود محو می ‌کند و از بین می ‌برد. هیچ مصیبتی برای مسلمانان پیش نمی ‌آید مگر اینکه خداوند آن مصیبت را اگر چه خاری باشد که در دستش فرو رفته کفاره گناهان او قرار می‌ دهد. 18-  تب: «لاَ تَسُبِّي الْحُمَّى، فَإِنَّهَا تُذْهِبُ خَطَايَا بَنِي آدَمَ كَمَا يُذْهِبُ الْكِيرُ خَبَثَ الْحَدِيدِ». (مسلم). رسول الله (صلى الله عليه وسلم) می ‌فرماید: تب را دشنام ندهید چون بیماری تب بسان کوره آهنگری که زنگ آهن را می ‌زداید گناهان را محو می‌ کند.

ادامه نوشته

شب زنده داری(تهجد)

شب همواره بيانگر آرامش و سكون بوده و هست. گرچه با غروب خورشيد و پهن شدن چادر سياه شب و سوسو زدن ستارگان زيبا، بعضي تازه شروع به كار مي‌كنند؛ اما عامه‌ي مردم شب را به استراحت اختصاص داده و بر اين باور هستند كه بايد خستگي‌هاي طول روز را از تن زدود و قوتي حاصل نمود، تا بتوان فردا با بر آمدن خورشيد، براي طلب روزي، روز را از نو شروع كرد.
چنانچه خداوند نيز در سوره‌ي مباركه‌ي يونس مي‌فرمايد: «هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ» ، « شب را براي اين پديد آورد تا در آن بياراميد. »


از نظر عرفان و معنويت اما شب و عبادت در آن، سهم بسزا و قابل توجهي در پيمودن مسير بندگي و عبوديت دارد. بگونه‌اي كه با  كنكاش در آيات قرآني و زندگي سلف صالح، با نمونه‌هايي فراوانی مواجه می شویم.
خداوند متعال در باب برشمردن صفات اهل ايمان و پرهيزگاران مي‌گويد: اندكي از شب را مي‌خوابند « ذاريات 17». و يا درجايي ديگر مي‌فرمايد: «بخشي يا تمام شب را در ركوع و سجده به صبح مي‌رسانند.»

ادامه نوشته

خدا در همه حال با ماست.



قسم به روز در آن هنگام که آفتاب بر آید

(و همه جا را فرا گیرد).


و به شب وقتی آرام می گیرد .


که من نه تو را رها کرده‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام.


(سوره الضحی ۱-۳)

يادگار دوران طلايی خواف

روزی سرای معرفت بودست خرگرد                  دانشسرای تربيت بودست خرگرد


250 کیلومتر دورتر از مشهد، شهرستان خواف با تاریخ ماندگارش در استان خراسان رضوی جا گرفته است. شهری که برخلاف انزوای این روزهایش، روزگار پررونقی داشته که حالا بناهای تاریخی به جا مانده از آن، تنها یادگارهای آن دوره هستند.


شکوهمندترین دوره تاریخی خواف به پیش از حمله مغول در قرن ششم برمی گردد. زمانی که هنوز شهر تاریخی زوزن برپا بود و ابهت خودش را داشت. تنها یادگاری که از آن روزهای طلایی برجا مانده "مسجد آجری ملک زوزن" است. ملک زوزن همان حکمران خواف بوده که نام کاملش به صورت "ملک معظم ابوبکر بن علی زوزنی" ثبت شده است.

"مسجد ملک زوزن" دومین مسجد دوره خوارزمشاهیان است که در سال 615 ه.ق ساخته شده است. البته گفته می شود که این تاریخ، تاریخ پایان ساخت مسجد نیست. ساخت مسجد ملک زوزن هیچ وقت به پایان نرسید و با حمله سپاهیان مغول در 617 ه.ق کار ساخت و ساز آن بی سرانجام ماند.

شهرستان خواف

به نظر می رسد ساخت این مسجد با هدف بازسازی بنای مسجدی قدیمی انجام شده باشد چرا که در جریان یک حفاری در محل این مسجد، محراب دیگری از زیر خاک خارج شد که احتمالاً مربوط به مسجدی ایلخانی بوده است.

ادامه نوشته

اندیشه زیبا

ظاهر تو می تواند تعیین کننده اندیشه تو باشد تو چه جور آدمی هستی، چطور فکر می کنی، از چه پنجره ای ناظر دنیای اطرافت هستی، همه ما دنبال چیزی هستیم، یک هدف، نیاز، نیاز به آرامش، رفاه، آزادی و زیبایی، و چه زیبا بسیاری از اینان را آیه ای از قران به ما هدیه کرده است آنجا که فرموده:
ای پیامبر با زنان و دختران خود، و با زنان مومنین بگو که: خویشتن را به چادر فرو پوشند که این کار برای این که آنها (به عفت و حریت)شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوسرانان) آزار نکشند بر آنان بسیار بهتر است و خداوند در حق خلق بسیار آمرزنده و مهربان است.(1)

آیا با این نشانه زیبا حیف نیست باز هم به بیراهه برویم؟؟؟
 

 
  =========================(1) احزاب 59 (یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِأَزواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤمِنینَ یُدنینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدنى‏ أَن یُعرَفنَ فَلا یُؤذَینَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَح

عکس دخترک

دختر كوچكی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و بر می‌گشت. با اینكه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد.بعد از ظهر كه شد، ‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.

مادر كودك كه نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینكه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت كه با اتومبیل بدنبال دخترش برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی كه آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حركت كرد.

اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد كه مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حركت بود، ولی با هر برقی كه در آسمان زده میشد ، او می‌ایستاد ، به آسمان نگاه می‌كرد و لبخند می زد و این كار با هر دفعه رعد و برق تكرار می‌شد.
زمانیكه مادر اتومبیل خود را به كنار دخترك رساند، شیشه پنجره را پایین كشید و از او پرسید: چكار می‌كنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟
دخترك پاسخ داد: من سعی می‌كنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عكس می‌گیرد!
باشد كه خداوند همواره حامی شما بوده و هنگام رویارویی با طوفان‌های زندگی كنارتان باشد. در طوفانها لبخند را فراموش نكنید!

حکایت و جملات الهام بخش برای زندگی


بهشت  از دست  آدم رفت از اون روزي  كه گندم  خورد

ببين چي ميشه اون كس كه يه جو از حق مردم خورد

كسايي   كه   تو   اين  دنيا    حساب    ما  رو    پيچيدن

يه  روزي  هر  كسي  باشن، حساباشون و  پس  ميدن
 
حکایت:
شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود.
در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند !
استاد پرسید : برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
 
شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!

استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟

شاگرد گفت : با کمال میل؛ استاد.

استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟

شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم .

استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟

شاگردگفت: خوب راستش نه...!نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!

استاد گفت: حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!

شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر ، خواهند بود!

استاد گفت :

پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش!

همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم ، گوشت ، پوست و استخوانت؛ گردی.

تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی

تا مقام و لیاقتِ توجه، لطف و رحمتِ او را، بدست آوری .

خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد!

او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد و می پذیرد،

نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را.....!

آب هم خدا را می شناسد

آب رودخانه «فوجی وارا»، پس از به جا آوردن دعا و نیایش.



آیا تابحال دانسته اید که عوامل بیرونی مانند تصاویر یا صدا بر روی مولکولهای مواد پیرامون ما تاثیر می گذارند؟

آری ! آب نسبت به فكر ، موسیقی و حتی نوشته ها واكنش نشان می دهد و این تحقیقی است كه توسط آقای ماسارو ایموتوی ژاپنی صورت گرفته است.

 

 خانمی ایرانی هم به نام خانم حمیده بی طرف که مشابه این تحقیقات را انجام داده اند؛به  این نتیجه رسیده اند كه وقتی قرآن برای آب خوانده می شود، مولكول های آب زیباترین شكل را پیدا می كنند و تحقیقات ایشان مورد تأیید اساتید جشنواره ی خوارزمی قرار گرفته و جایزه ای هم دریافت کرده است.

    واقعا جای تدبر و تعجب دارد اگر بدانید که آب در برابر شنیدن کلمات خوب یا بد، عکس العمل نشان می دهد و شکل مولکولی آن تغییر می یابد.

یکی از سوالاتی که از آقای ایموتو در این رابطه پرسیده شده این بوده که واکنش آب در مقابل کلماتی که هم معنای خوب و هم معنای بد دارند چیست؟ جواب دادند که نیمی از ساختار مولکولی آب در مقابل این کلمات یا اصوات، خوش شکل و نیمه دیگر آن بد شکل خواهد بود!

ادامه نوشته

تو نيكی ميكن و در دجله انداز ...


پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت خرج تحصیل خود را بدست میآورد
یک روز به شدت دچار تنگدستی و گرسنگی شد و فقط یک سکه نا قابل در جیب داشت.
در حالی که گرسنگی سخت به او فشار میاورد تصمیم گرفت از خانه بعدی تقاضای غذا کند.
با این حال وقتی دختر جوان زیبایی در را برویش گشود دستپاچه شد و به جای غذا یک لیوان آب خواست.دختر جوان احساس کرد که او بسیار گرسنه است.برایش یک لیوان شیر بسیار بزرگ آورد
پسرک شیر را سر کشیده و آهسته گفت:
چقدر باید به شما بپردازم؟ دختر جوان گفت:هیچ.
پسرک در مقابل گفت:از صمیم قلب از شما تشکرمی کنم.
پسرک که هاروارد کلی نام داشت پس از ترک خانه نه تنها از نظر جسمی خود را قویتر حس می کرد بلکه ایمانش به خداوند و انسانهای نیکو کار نیز بیشتر شد.
تا پیش از این او آماده شده بود دست از تحصیل بکشد.. سالها بعد......
زن جوانی به بیماری مهلکی گرفتار شد. پزشکان از درمان وی عاجز شدند.دکترهاروارد کلی برای مشاوره در مورد وضعیت این زن فراخوانده شد.او بلافاصله بیمار را شناخت.

مصمم به اتاقش بازگشت و با خود عهد کرد هر چه در توان دارد برای نجات زندگی وی به کار گیرد.مبارزه آنها بعد از کشمکش طولانی با بیماری به پیروزی رسید.
روز ترخیص بیمار فرا رسید.زن با ترس و لرز صورتحساب را گشود . او اطمینان داشت تا پایان عمر باید برای پرداخت صورتحساب کار کند.نگاهی به صورتحساب انداخت

جمله ای به چشمش خورد.
”همه مخارج بیمارستان قبلا با یک لیوان شیر پرداخته شده است“

ای دخترم (6)

هیچ چیزی وجود ندارد تا آبروی از دست رفته دختر را از آنچه اینها با چرندیات خود برای آن تبلیغ می‌کنند، به او برگرداند، و هیچ چیزی شرف فروریخته او را دوباره بازسازی نمی‌کند و کرامت و احترام ریخته شده‌اش را جمع نمی‌کند، و اگر دختری قدمش لغزید و افتاد، احدی از آنها را نمی‌یابی که دستش را بگیرد یا او را از درون این منجلاب بیرون بکشد. همه‌ی آنها را می‌بینی که بر جمالش یورش می‌برند، بر آنچه از زیبایی برای او باقی مانده است، اگر چیزی باقی نمانده بود پس به او پشت می‌کنند همچنانکه که سگ‌ها به لاشه‌ای که‌ تکه گوشتی بران باقی نمانده، پشت می‌کنند.

این نصیحت و دلسوزی من برای تو بود ای‌دخترم، و این یک حقیقت است، پس به غیر از این گوش نده و بدان همه چیز بدست خودت توست نه به دست ما مردان. کلید دروازه‌ی اصلاح بدست توست، اگر خواستی خودت را اصلاح می‌کنی و با اصلاح خودت، همه امت را اصلاح می‌کنی.

والسلام علیکم ورحمة الله



[1]- زمانی که برای شرکت در همایشی به بروکسل رفته بودم، در نزدیکیِ برگزاری همایش، دو مسیر وجود داشت که یکی را برای گذر عابر پیاده باز کرده بودند. در آنجا پیرزنی را دیدم که پاهایش توان حمل او را نداشتند. اعضای بدنش از پیری به لرزه افتاده بودند. می‌خواست از خیابان بگذرد اما اتومبیل‌های اطراف این اجازه را به او نمی‌دادند و کسی هم دست او را نمی‌گرفت. به جوانانی که همراه من بودند گفتم: یکی برود و کمکش کند. یکی از دوستان به اسم استاد ندیم ظبیان که بیش از چهل سال مقیم بروکسل بود همراه ما بودند. به من گفتند: آیا می‌دانی که روزی این پیرزن زیبای شهر و فتنه‌ای برای مردم بوده. مردم آنچه را در قلب و آنچه را در جیب داشتند به پای او می‌ریختند تا اینکه در انداختن تا نیم نگاهی یا دست دادن با به او پیروز گردند. اکنون که جوانیش رفته و زیباییش نابود گشته، کسی را نمی‌یابد تا دستش بگیرد!!.

[2]- شب سیاه و تاریک و روز روشن و نورانی است. الله متعال ما را از به یکباره از تاریکی به نور نیاورده بلکه روز را در شب فرو می‌برد. هرگز این حرکت و انتقال را احساس نمی‌کنی همانند عقرب کوچکی که می‌بینی حرکت نمی‌کند ولی اگر بعد از دو ساعت برگردی، متوجه می‌شوی که حرکت کرده و رفته است. همچنین همانند انتقال انسان از مرحله‌ی کودکی به نوجوانی و از جوانی به پیری و همچنین تغییر امت‌ها و ملت‌ها و تبدیل آنها از حالی به حال دیگر.

[3]- با خبر شدم که جدیداً این را نیز کشف کرده و سینه را کاملا لخت و عریان می‌کنند.

[4]- دولت اسرائیل نیز از آنجا آمده است.

[5]- در آن زمان شوروی کمونیستی بود که مخالف هر نوع دین و مذهبی بود.

[6]- بدین خاطر آنها فرهنگ جنسی را در مدارس تدریس می‌کنند. یعنی اینکه بنزین را بر آتش می‌ریزند، یعنی اینکه برای دختر بیچاره‌ی مسکین، شرمگاه مرد و آنچه را که از عورت و شهوتش پنهان است توصیف می‌کنند، و چه می‌شود وقتی جوان با دختری تنها شد، با این حال امروزه در بین ما شیطان‌هایی از جنس انسان پیدا شده‌اند و از ما درخواست می‌کنند تا مثل آنها انجام دهیم.

چنانکه آنها به دختران دبیرستانی آموزش می‌دهند تا قرص‌های ضد بارداری مصرف کنند.

منبع : وب راهيان نور وحقيقت

داستان زندگی


 

سه جوان بودند که به کشوری مسافرت کردند و هیچ خانه ای نیافتند مگر یک آپارتمان، آن هم در طبقه ی ۷۵ ام.

آن ها در این طبقه اقامت کردند. مسئول پذیرش به ایشان گفت: سیستم ما، مثل سیستم شما نیست؛ به آسانسورها برنامه ای داده شده تا در ساعت ۱۰ شب بسته شوند. اگر هم قفل شوند هیچ نیرویی نمی تواند آن ها را باز کند. فهمیدید؟!

گفتند: بله! فهمیدیم.

روز اول…. برای گردش به بیرون رفتند و قبل از ساعت ۱۰، در خانه ی خود بودند. روز دوم تا ساعت ده و پنج دقیقه دیر کردند. آن ها با حداکثر سرعت خود آمدند اما ای وای که …!! آسانسور ها قفل شده اند! آنها التماس نمودند، حتی نزدیک بود گریه کنند! اما فایده ای نداشت… پس تصمیم گرفتند از پله ها بالا بروند!

… یکی از آن ها گفت: من پیشنهاد می کنم هر کدام از ما داستانی بگوید؛ داستانی که ۲۵ طبقه طول بکشد…همین طور تا نفر سوم، تا این که به آپارتمانمان برسیم.

ادامه نوشته

ای دخترم (5)

و دروغگو هستند برای اینکه اروپا (و نه اسلام و قرآن) را پیشوا و مقتدای خود قرار داده‌اند و با توجه به دستورات و راهنمایی‌های آن حرکت می‌کنند و حق و حقیقت واقعی را نمی‌شناسند مگر از روی برچسپ‌هایی که بر آنها وجود دارد. در نزد آنها، حق آنچیزی نیست که در مقابل باطل قرار بگیرد بلکه آنچیزی است که از غرب آمده، از پاریس و لندن و برلین و نیویورک، اگرچه رقص و هرزگی و بی‌بند و باری و اختلاط در دانشگاه‌ها و لخت شدن در زمین بازی و کنار ساحل باشد[4]، و باطل آنچیزی است که از اینجا آمده: از ازهر و مسجد اموی و آنچه مدارس شرقی و مساجد اسلامی عرضه می‌کنند، اگر چه که شرف و هدایت و عفاف و پاکی باشد، پاکی قلب و پاکی بدن.

در خود اروپا و آمریکا -چنانچه ما خوانده‌ایم و از کسانی که به آنجا رفته‌اند شنیده‌ایم- خانواده‌های زیادی هستند که از این اختلاط بین زن و مرد راضی نیستند و در مقابل آن کمر خم نمی‌کنند. ای مردم: همانا در پاریس هم پدران و مادرانی هستند که اجازه نمی‌دهند دختران بزرگشان همراه جوانی بروند یا در رفتن به سینما او را همراهی بکنند، بلکه آنها دخترانشان را وارد موسسات و آموزشگاه‌ها نمی‌کنند مگر اینکه آنها را بشناسند و به سلامت آنها از فحشا و فجور اطمینان پیدا کنند، فحشا و فجوری که متأسفانه هیچ یک از این اعمال هرزه و بازیگوشی‌های زشت که آن را فیلم و سریال می‌نامند، خالی از آنها نیستند. اعمال و فرهنگ‌های شنیعی که شرکت‌های مصریِ پوچ و بی‌ارزش (که همانند جهل‌شان به دین، از فنون سینما نیز اطلاعی ندارند)، آن را به اسم فیلم ترویج می دهند.

می‌گویند: اختلاط سرکشی شهوت را می‌شکند و اخلاق را نیک و منضبط می‌گرداند و جنون جنسی را از وجود انسان خارج می‌کند. من جواب را به کسانی که اختلاط را در مدارس تجربه کرده‌اند واگذار می‌کنم. روسیه‌ای[5] که پایبند هیچ دین و شریعت نیست و سخن شیخ و کشیش را نمی‌شنود، آیا زمانی که در مجتمعش اختلاط را تجربه کرد و فساد ناشی از آن را به عین دید، این فرهنگ را تغییر نداد؟

اما آمریکا، آیا نخوانده‌اید که یکی بزرگ‌ترین مشکلات آمریکا، مشکل بالا رفتن آمار دانش‌آموزان دختریست که حامله می‌گردند[6]؟ چه کسی خوشش می‌آید که در مدارس و دانشگاه‌های مصر و شام و دیگر کشورهای اسلامی چنین مشکلی بوجود بیاید.

من پسران جوان را مخاطب قرار نمی‌دهم و انتظار ندارم که به من گوش دهند و من می‌دانم که آنها سخن مرا رد می‌کنند و نظرم را هرزه و ناپسند می‌شمارند، چرا که من آنها را از لذت‌هایی محروم می‌کنم که خودشان هم باور نمی‌کنند که به آن دست پیدا کرده‌اند، بلکه شما را مخاطب قرار می‌دهم ای دخترانم. ای دختران مومن و متدین، ای دختران شریف و پاکدامن، چرا که در این اوضاع قربانی دیگری جز شما وجود ندارد. پس وجودتان را برای قربانی شدن در کشتارکاه ابلیس تقدیم نکنید. گوش به حرف کسانی ندهید که زندگی همراه با اختلاط را به شما زیبا نشان می‌دهند و آن را آزادی و تمدن و پیشرفت و فن و زندگی دانشجویی می‌نامند، چرا که اکثر این نفرین شده‌ها، همسر و فرزندی ندارند و هیچ کدام از شما هم برای آنها هیچ اهمیتی ندارید مگر برای لذت جویی گذرا.

اما من پس پدر دخترانی هستم، هنگامی که از شما دفاع می‌کنم در واقع از دخترانم دفاع می‌کنم، من خودم هم اهداف و خواسته‌هایی دارم اما آنچه برای آنها می‌خواهم همش خیر و صلاحشان است.

بيان واقعيتها با زبان طنز

از کتاب: اسرار البلاد فی مقامات بحرالعلوم

یکشنبه 27 اسفند1391 ساعت:

نام شخصیت ثابت داستان های هفتگی هست : ابن الوقت خوافی و هر بار به سراغ یک قسمت و یک موضوع میرود و از دید طنز و نقادانه با معضلات و کاستی های شهرمان برخورد میکند
اگر موافقید آن را با نام مستعار ((اسرار البلاد فی مقامات بحرالعلوم )) در وبلاگ قرار دهید
نام مستعار من به عنوان نویسنده: شیخ الرئیس بحرالعلوم

فصل اول از کتاب اسرار البلاد فی مقامات بحرالعلوم
مولف:
شیخ الرئیس بحرالعلوم

ذکر خیر
مرکز بهداشت خواف

ابن الوقت خوافی مردی به غایت زیرک بود آنچنان که مگس را در هوا بربودی و چون باج نگرفتی ، پر و بالش بکندی و چنان ظرافتی دروی بودی که هر موقعیتی و کم و کاستی را از صد فرسخی بو بکشد و در هر حلقه ای آویزد و از پشت هر وانتی آویزان گردد.

روزی باجمیع مریدان ایشان را بر خیابان شهاب گذر اوفتاد یاران را بگفت در اینجا حجره های حکیمان است و بعد مبلغی حجرات بازاریان . امروز را در حجره بهداشت بگذرانیم تا سر از کار آنها اندر آریم و ما را دانش افزوده گردد و باجی چند بستانیم.


ادامه نوشته

عاشق کیه ؟

داستان آن بوسه!

سال 19 هجری امیرالمومنین عمر بن الخطاب _ رضی الله عنه _ لشكری را برای جهاد با روم فرستاد. "عبدالله بن حذافه سهمی" رضی الله عنه به همراه این لشكر بود. قیصر روم داستانهای زیادی درباره لشكر مسلمین و صدق ایمان و فداكاریشان در راه عقیده شان شنیده بود و به سربازانش دستور داده بود اگر اسیری از مسلمین گرفتند زنده به دربارش بیاورند... از مسلمانانی كه در آن جنگ اسیر شدند قهرمان اسلام عبدالله بن رواحه سهمی بود... امپراطور روم نگاهی طولانی به قامت عبدالله بن رواحه – رضی الله عنه – انداخت و سپس خطاب به او گفت: من پیشنهادی برای تو دارم!!عبدالله پرسید: چه پیشنهادی؟
قیصر گفت: پیشنهاد می كنم نصرانی شوی... در آن صورت آزادت خواهم كرد و گرامی ات خواهم داشت
عبدالله در كمال عزت رو به سوی قیصر كرد و گفت: هیهات! مرگ برایم صد بار از آنچه مرا به آن می خوانی با ارزشتر است!قیصر [كه می خواست او را آزمایش كند] گفت: من تو را مردی شجاع می بینم، اگر پیشنهادم را بپذیری تو را در آنچه دارم شریك خواهم كرد.اما عبدالله بن حذافه كه در غل و زنجیر بود جواب داد: "حتی اگر تمام پادشاهیت را و تمام سرزمین اعراب را به من دهی تا برای یك چشم بر هم زدن از دین محمد برگردم قبول نخواهم كرد"قیصر گفت: پس تو را خواهم كشت!عبدالله گفت: هر كاری می خواهی بكن!آنگاه دستور داد تا عبدالله را به صلیب ببندند و طوری كه عبدالله نشنود به نیزه اندازش دستور تا نیزه را میان پاهای عبدالله بیندازد... (تا او را بترساند)و در این میان باز پیشنهاد خود را تكرار می كرد اما عبدالله هیچ توجهی نمی كرد...

ادامه نوشته

جاي بسي تاسف است...


پیامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايند:

خواهند بود در آخر اين امت...

زنان آنان پوشش دارند اما برهنه اند. بالاي سر آنها مانند كوهان شتر .

به گونه اي سر هاي خود را درست ميكنند كه به شكل كوهان شتر مي باشند

پس آن زنان را لعنت كنيد كه آنان ملعونند...

بد حجابی یعنی دهن کجی به خدا

***

بی حجابی آغاز راهی است که پایان ندارد

***

بی حجابی یعنی تجاوز فکری و برانگیختن ناخواسته شهوت افراد

***

بی حجابی یعنی منو ببین ، دلت آب!

***

بد حجابی آتشی به جان هر جوان مجرد می اندازد

و راهی نیست جز خود داری و سرکوب ، یا گناه و فساد

***

بی حجابی یعنی سرکوب قلب ها

***

بی حجاب ، در حال ترور فرهنگ و تمدن ایرانیان است

***

میل به خود نمایی و بی حجابی اگر مهار نشود

هیچ مرزی را نمی شناسد


ادامه نوشته

حرام بودن ساز و موسیقی از دیدگاه قرآن و حدیث

   ساز و موسیقی در این زمانه نقش اساسی در به فساد کشاندن انسان ها و دورکردن شان از اسلام را به عهده دارد ، غربی ها و شرقی ها به شدت در تلاش اند تا میل به ساز و موسیقی را در میان مسلمانان بویژه جوانان و نوجوانان رواج دهند .
    دعوتگران غرب وشرق در منطقه از انجام هیچ نوع سعی وتلاش در این راستا دریغ نمی ورزند ایشان قصد به فساد کشاندن مسلمانان و انتشار
 فاحشه گری در میان شان وخصوصاً در ممالک اسلامی را دارند آنها به شدت كار می كنند تا مسلمین را از قضایای اصیل اسلامی بازداشته و دین را از برنامه‌های زندگی شان دور بـدارند پس یکی از وسایلی که این منادیان فسق و فجور و این دعوتگران شیطان در راستای به هدف رسیدن خویش از آن استفاده می‌برند ساز و موسیقی است .

ادامه نوشته

پاک کنندگان گناهان(1)

50 خصلت که خطا و گناهان را محو می ‌کند.  

  ترجمه: مذهبات السیئات      تألیف: صالح بن عبدالله الصیاح     
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *    
(مطالب زیر) تو را بسوی کارهایی هدایت می‌کند که گناهان را محو، و از بین می ‌برد.  

1-   ترک شرک:
قالَ الله تَبارَکَ وَ تَعالی: «يَابْنَ آدَمَ لَوْ لَقَيْتَنی بِمِثْلِ الْأَرْضِ خَطاَياَ لاَ تُشْرِکُ بِيْ شَيئاً لَقَيتُکَ بِمُلءِ الأرضِ مَغْفِرَةً». (مسلم). پیامبر (صلى الله عليه وسلم) می ‌فرماید: خداوند تبارك و تعالى فرموده «حدیث قدسی»: ای بنی آدم، اگر به اندازه کره زمین خطا و گناه داشته اما شریکی برایم قائل نشده باشید شما را با دنیایی از گذشت و مغفرت بحضور می ‌پذیرم. 3-2-   نماز پنجگانه یومیه و نماز جمعه: «الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ وَالْجُمْعَةُ إِلَى الْجُمْعَةِ وَرَمَضَانُ إِلَى رَمَضَانَ مُكَفِّرَاتٌ مَا بَيْنَهُنَّ إِذَا اجْتَنَبَ الْكَبَائِرَ». «مَا مِنْ امْرِئٍ مُسْلِمٍ تَحْضُرُهُ صَلَاةٌ مَكْتُوبَةٌ فَيُحْسِنُ وُضُوءَهَا وَخُشُوعَهَا وَرُكُوعَهَا إِلَّا كَانَتْ كَفَّارَةً لِمَا قَبْلَهَا مِنْ الذُّنُوبِ مَا لَمْ يُؤْتِ كَبِيرَةً وَذَلِكَ الدَّهْرَ كُلَّهُ». (مسلم).

ادامه نوشته

عجب صبری خدا دارد !




 عجب صبری خدا دارد!


عجب صبری خدا دارد !

 اگر من جاي او بودم

همان يك لحظة اول .. كه اول ظلم را مي‌ديدم از مخلوق بي‌وجدان ،

جهان را با همه زيبايي و زشتي، به روي يكدگر ، ويرانه مي‌كردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جاي او بودم ، كه در همسايه صدها گرسنه ،

چند بزمي گرم عيش و نوش مي‌ديدم ،

نخستين نعرة مستانه را خاموش آن دم  بر لب پيمانه مي‌كردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جاي او بودم ، كه مي‌ديدم يكي عريان و لرزان

ديگري پوشيده از صد جامة رنگين، زمين و آسمان را

واژگون مستانه مي‌كردم.

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جاي او بودم ، نه طاعت مي‌پذيرفتم

نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده

پاره پاره در كف زاهد نمايان سجدة صد نامه مي‌كردم.

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جاي او بودم، براي خاطر تنها يكي

مجنون صحراگرد بي‌سامان هزاران ليلي نازآفرين را كو به كو

آواره و ديوانه مي‌كردم.

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جاي او بودم، به عرش كبريايي با همه صبر خدايي

تا كه مي‌ديدم عزيز نابجايي ناز بر يك ناروا گرديده ، خواري مي‌فروشد

گردش اين چرخ را وارونه بي‌صبرانه مي‌كردم.

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جاي او بودم ، كه مي‌ديدم مشوش عارف و عامي

ز برق فتنة اين علم عالم‌سوز مردم‌كش ، به جز انديشة عشق و وفا ،

معدوم هر فكري در اين دنياي پرافسانه مي‌كردم.

عجب صبری خدا دارد !

چرا من جاي او باشم ؟!

همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي زشتكاريهاي اين مخلوق را دارد

وگرنه من به جاي او چو بودم ، يك نفس كي عادلانه سازشي با جاهل و فرزانه مي‌كردم

عجب صبری خدا دارد !
عجب صبری خدا دارد !

خواهرم قبل از اینکه به بازار بروی...

در عصری زندگی میکنیم که وسایل فساد و راه های شر زیاد شده اند در میان دو سنگ اسیاب فتنه گیر کرده ایم که شب وروز ما را اسیاب می کنند یکی ازاین فتنه ها فتنه بازار وخروج زنان به  آنئ مکان میباشد که بدون هیچ قانون وپرسشی به آنجا سرازیرند شایسته نیست که خواهر مسلمان که وقت گرانبهای صرف بازار وگشت وگذار از مغازه ای به مغازه ی دیگر کند کرامت وعزت زن وبزرگی روحش در حفظ دین وآبرو ونشستن او در خانه است .منادی این سخن کسی جز پروردگار نیست لذا ما مطمئن وبدون ترس وواهمه آنرا بیان میکنیم<<وقرن فی بیوتکن ولا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولی>>(احزاب /33)

در ابتدا توجه ات را به حدیث گرانمایه رسول گرامی السلام (ص)جلب میکنم .آنحضرت (ص)فرمود:"احب البلاد الی الله مساجدها وابغض البلاد الی اله اسواقها": بهترین مکان نزد خدا مساجدوبدترین امکان بازارها هستند.

خروج زن به بازار عواقب خطرناک حسرتهای بعدی را به دنبال داردبسیاری از زنان بدون نیاز وحاجت به خاطر اینکه فلان جای بازار حراجی دایر شده با سرعت به طرف آن مکان در حرکت اندوبعداز اینکه ازآن مکان وسایل را ارزیانتر از جای دیگر خرید کردندبه خانه برمیگردن اما نمی دانند که آنهاپروردگار راناراض وسرمایه ایمان راناقص کرده اند.زن باید بداندکه در موقع ضروری با محرم وحجاب کامل با خوف وترس ودعای فراوان به بازار برود وبرای رفتن به بازار ازشوهر یاپدر خوداجازه بگیرد.

&اول اینکه سفارش میشود هرگز قدمت را به بازار نگذار.

&اگربه بازار رفتی دعای ورود بازار را بخوان.

&سعی کن یکی از خویشاوندان یامحارم را جهت خرید بفرستی.

&اگر مجبور شدی خودت بروی با خود محرمی همراه کنی.

& دعا کن با عافیت برگردی .

&حجاب را کاملا رعایت کن.

&صورت خود را بپوش زیرا این دستور پروردگارت است<<ولیضربن بخمرهن یلی جیوببهن>>

&قدمین را با جوراب و دستهایت را با دستکش بپوش.

&سعی کن گشت و گذار را مختصر کنی .

ادامه نوشته

باب تحريم  رياء و خود نمائی


288- باب تحريم  رياء و خود نمائی

 

قال الله تعالی: { وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء} البينة: ٥

و قال تعالی: { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ } البقرة: ٢٦٤

و قال تعالی: {يُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ يَذْكُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِيلاً} النساء: ١٤٢

 

خداوند می فرمايد: و به ايشان دستور داده نشد، مگر اينکه عبادت کنند خدا را پاک و خالص ساخته برای او پرستش را متدين بدين حنيف ( دين حضرت ابراهيم). بينه: 5

و می فرمايد: و تباه مکنيد صدقات خود را بمنت نهادن و آزار رساندن مانند کسی که مال خود را برای نمودن به مردمان، در راه خدا خرج می کند. بقره: 264

و می فرمايد: می نمايند بمردمان و ياد نمی کنند خدا را مگر اندکی. نساء: 142

 

 1616- وَعَنْ أبي هُريْرَةَ رضي اللَّه عنْهُ قَال: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يَقُول: « قَالَ اللَّه تعَالى : أنَا أغْنى الشُّرَكَاءِ عَنِ الشِّرك، منْ عَملَ عَمَلا أشْركَ فيهِ مَعِى غَيْرِى ، تَركْتُهُ وشِرْكَهُ » رواه مسلم.

 

1616- از ابو هريره رضی الله عنه مرويست که گفت:

از رسول الله صلی الله عليه وسلم شنيدم که می فرمود: خداوند تعالی می فرمايد: من بی نيازترين شرکاء از شرک می باشم. آنکه عملی انجام دهد که غيرم را در آن با من در نظر داشته باشد، خودش و شرکش را فرو می گذارم.

 

1617- وَعَنْهُ قَال: سمِعْتُ رَسُولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يَقُول: « إنَّ أوَّلَ النَّاسِ يُقْضَى يوْمَ الْقِيامَةِ عَليْهِ رجُلٌ اسْتُشْهِد، فَأُتِىَ بِه، فَعرَّفَهُ نِعْمَتَه، فَعَرفَهَا، قال: فَمَا عَمِلْتَ فِيها؟ قَال: قَاتَلْتُ فِيكَ حَتَّى اسْتُشْهِدْت: قالَ كَذَبْت، وَلكِنَّكَ قَاتلْتَ لأنَ يُقالَ جَرِيء ، فَقَدْ قِيل، ثُمَّ أُمِرَ بِهِ فَسُحِبَ عَلى وَجْهِهِ حَتَّى أُلْقِىَ في النَّار. وَرَجُل تَعلَّم الْعِلّمَ وعَلَّمَه، وقَرَأ الْقُرْآن، فَأتِىَ بِه، فَعَرَّفَهُ نِعَمهُ فَعَرَفَهَا. قال: فمَا عمِلْتَ فِيهَا؟ قال: تَعلَّمْتُ الْعِلْمَ وَعَلَّمْتُه، وَقَرَأتُ فِيكَ الْقُرآن، قَال: كَذَبْت، ولكِنَّك تَعَلَّمْت الْعِلْمَ وَعَلَّمْتُه، وقَرَأتُ الْقرآن لِيقال: هو قَارِىءٌ ، فَقَدْ قِيل، ثُمَّ أمِر، فَسُحِبَ عَلى وَجْهِهِ حَتَّى أُلْقِىَ في النَّار، وَرَجُلٌ وسَّعَ اللَّه عَلَيْه، وَأعْطَاه مِنْ أصنَافِ المَال، فَأُتِى بِهِ فَعرَّفَهُ نعمَه، فَعَرَفَهَا. قال: فَمَا عَمِلْت فيها؟ قال: ما تركتُ مِن سَبيلٍ تُحِبُّ أنْ يُنْفَقَ فيهَا إلاَّ أنْفَقْتُ فيها لَك. قَال: كَذَبْت، ولكِنَّكَ فَعَلْتَ ليُقَال: هو جَوَادٌ فَقَدْ قيل، ثُمَّ أمِرَ بِهِ فَسُحِبَ عَلَى وجْهِهِ ثُمَّ ألْقِىَ في النار » رواه مسلم.

 

1617- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که گفت:

از رسول الله صلی الله عليه وسلم شنيدم که می فرمود: اولين کسی که در روز قيامت بر او حکم می شود، مرديست که شهيده شده و آورده می شود و نعمت های خود را به او می شناساند و او هم آن را می شناسد.

می فرمايد: در برابر آن چه کردی؟

می گويد: در راه تو جنگيدم تا شهيد شدم.

می فرمايد: دروغ گفتی و ليکن جنگيدی تا گفته شود که او با جرأت است و گفته شد. پس در مورد وی دستور صادر شده و وی برويش کشانده شده به دوزخ انداخته می شود.

و مرديست که علم آموخته و تعليمش داده و قرآن خوانده و او آورده می شود و نعمت هايش را به او می شناساند و او هم می شناسد و می فرمايد: در برابر آن چه کردی؟

می گويد: علم آموختم و آن را تعليم دادم و برای رضايت قرآن خواندم.

می فرمايد: دروغ گفتی، ليکن علم آموختی تا گفته شود که عالمی و قرآن خواندی تا گفته شود، قاری هستی، گفته شد. سپس در مورد وی دستور داده می شود و او برويش کشانده شده و به دوزخ انداخته می شود.

و مرديست که خداوند به وی روزيی فراخ داده و از انواع مال به وی ارزانی داشته است و آورده می شود و او را به آن می شناساند و او هم می شناسد.

می فرمايد: در برابر آن چه کردی؟

می گويد: هيچ راهی را که دوست داشتی در آن خرج شود، نگذاشتم، مگر اينکه در آن برای رضايت خرج کردم.

می فرمايد: دروغ گفتی! و ليکن اين کار را کردی تا گفته شود که جواد است و گفته شد و در مورد وی دستور صادر شده و برويش کشيده شده تا به دوزخ انداخته می شود.

 

 1618- وَعَنْ ابنِ عُمَرَ رضي اللَّه عَنْهُما أنَّ نَاساً قَالُوا لَه: إنَّا نَدْخُلُ عَلى سَلاطِيننا فَنَقُولُ لهُمْ بِخِلافِ مَا نَتَكَلَّمُ إذا خَرَجْنَا منْ عنْدِهم؟ قالَ ابْنُ عُمَرَ رضي اللَّه عنْهُمَا: كُنَّا نَعُدُّ هذا نِفَاقاً عَلى عَهْد رَسُولِ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم  . رواه البخاري.

 

1618- از ابن عمر رضی الله عنهما روايت  است که:

گروهی از مردم به او گفتند که ما بر پادشاهان مان وارد می شويم و چيزهائی به آنان می گوييم که مخالف است با آنچه که چون از پيش شان بيرون شويم، می گوئيم.

ابن عمر رضی الله عنهما گفت: ما اين کار را در زمان رسول الله صلی الله عليه وسلم نفاق می شمرديم.

 

 1619- وعنْ جُنْدُب بن عَبْدِ اللَّه بنِ سُفْيانَ رضي اللَّه عَنْهُ قَال: قالَ النبيُّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: «مَن سَمَّعَ سَمَّعَ اللَّه بِه، ومَنْ يُرَاَئِى اللَّه يُرَئِى بِهِ » متفقٌ عليه.

 وَرَواهُ مُسْلِمٌ أيضاً مِنْ رِوَايَةِ ابْنِ عَبَّاسٍ رضي اللَّه عَنْهُمَا.

 

1619- از جندب بن عبد الله بن سفيان رضی الله عنه روايت شده که:

پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: کسی که برای شهرت طلبی عملی را انجام دهد، خداوند او را در روز قيامت رسوا می کند. و کسی که از روی ريا عملی انجام دهد (تا مردم بزرگش دارند) خداوند با اظهار نمودن ريا کاريش در برابر مردم در روز قيامت شرمنده اش می سازد.

 

  1620- وعَنْ أبي هُريْرَةَ رضي اللَّه عنْهُ قَال: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مَنْ تَعَلَّم عِلْماً مِمَّا يُبْتَغَى بِهِ وَجْهُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ لا يَتَعَلَّمُهُ إلاَّ لِيُصِيبَ بِهِ عَرَضاً مِنَ الدُّنْيَا، لَمْ يَجِدْ عَرْفَ الجَنَّةِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ » يَعْنى : رِيحَهَا. رواه أبو داود بإسنادٍ صحيح. والأحاديثُ في الباب كثيرةٌ مشهورة.

 

1620- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: آنکه عملی را بياموزد از آنچه که مقصود از آن بدست آوردن رضای خداوند جل جلاله است و نياموزد آن را مگر بواسطهء که بدان به متاعی از دنيا دست يابد، بوی بهشت را در روز قيامت در نخواهد يافت.

و احاديث وارده در اين باب زياد و مشهور است.

 

منبع : وبلاگ رياض الصالحين

ای دخترم (4)

در باشگاه‌ها و کلوپ‌های لوکس شبانه، مردان مسلمانی حضور دارند که زنانِ مسلمانشان را برای رقصیدن با مردان بیگانه جلو می‌فرستند، تا او را در آغوش کشیده و سینه را بر سینه و شکم را بر شکم کشیده و لبش را بر گونه‌اش قرار دهد و دست‌ها و آرنجهایش را به دورش بپیچد (در این حالت همه به آنها زل زده) و کسی اعتراضی نمی‌کند.

در دانشگاه‌های مسلمانان هم، جوانان مسلمان با دخترانِ مسلمانِ بی‌حجاب که عورت‌هایشان را به معرض نمایش گذاشته‌اند همنشینی دارند و نه پدرانِ مسلمان و نه مادران مسلمان و نه هیچ‌کسِ دیگری اعتراضی ندارد!!.

امثال این موارد بسیار زیاد است و نمی‌توان در یک روز یا با یک حرکت سریع آنها را اصلاح کرده و آنها را کنار زد، بلکه باید از راهی که به باطل رسیدیم، از همان مسیر بسوی حق باز گردیم اگرچه که هم‌اکنون مسیر را بسیار طولانی می‌بینیم. اگر کسی برای رسیدن به هدف، تنها مسیرِ موجود که طولانیست را نپیماید، هرگز به مقصد نخواهد رسید چرا که مسیر دومی وجود ندارد. باید ابتداءً با اختلاط مبارزه کرد و اختلاط غیر از بی‌حجابیست. کشف صورت در حالتی که با نپوشیدن آن ضرری متوجه دختران و زنان نمی‌گردد و باعث تعدی به عفاف و پاکی زن نمی‌شود، پس امری سهل است و اهمیتی ندارد و چه بسا که بی‌اهمیت‌تر از آنچیزی است که در سرزمین شام آن را حجاب می‌نامند، در حالیکه آن چیزی نیست جز پوشیدن معایب و مجسم نمودن زیبایی و به فتنه انداختن بیننده.

کشف اگر تنها به صورت محدود شود همانگونه که خداوند صورت را خلق کرده است، هیچ اتفاقی بر تحریم آن نیست، اگر چه نظر ما بر این است که در حالت عادی پوشیدنش بهتر و اولاتر و هنگام ترس از فتنه واجب می‌باشد.

اما اختلاط بین زن و مرد قضیه‌اش جداست. وقتی گفتیم که پوشیدن صورت واجب نیست، به این معنی نیست که زن اجازه دارد با مردان نامحرم بصورت مختلط نشست و برخاست داشته باشد و یا اینکه زن اجازه دارد دوستان شوهرش را در غیاب او به خانه راه دهد یا اگر در اتوبوس و مترو با آنها برخورد کرد یا آنها را در خیابان دید، به خوش و بش و بگو و بخند بنشیند. یا اینکه در دانشگاه، دختر اجازه دارد با دوست‌ پسرش به مصافحه بپردازد و برای او خاطره و داستان تعریف کرده و با او قدم بزند و برای آمادگی برای امتحان با او به مرور و مذاکره درس‌ها بپردازد و فراموش کند که الله متعال او را دختر و دیگری را مرد خلق کرده است و در وجود هر کدام میل به طرف مقابل را قرار داده‌است، پس نه دختر و نه پسر و نه همه موجودات روی این کره ‌خاکی نمی‌توانند که خلقت خدا را تغییر دهند و بین زن و مرد مساوات برقرار کنند و این میل را از وجودشان خارج سازند.

همانا کسانی که به اسم تمدن شعارِ مساوات و اختلاط بین زن و مرد را سر می‌دهند، دروغگویانی بیش نیستند. به دو دلیل: دروغگو هستند برای اینکه هدف آنها از این شعارها تنها لذت جوییِ اعضا و برآورده کردن امیال جنسی و شهوانی آنهاست و اینکه با نظرهای خائنانه به نوامیس دیگران می‌خواهند سهم نفس امّاره‌شان را از لذت چشم‌چرانی ادا کنند، همچنین با برآورده کردن هر ‌لذت و شهوتِ دیگری که برایشان مقدور باشد. اما از آنجایی که آنها عرضه و جرأت این را ندارند که به صراحت مقاصد خود را بیان کنند، پس اهداف شومشان را با وراجی کردن و سرهم کردن چرندیات می‌پوشانند. شعارهای پوچ و توخالی مانند پیشرفت، تمدن، فن، زندگی دانشجویی، روح ورزشی، و از این نوع کلمات خالی از معنی و مفهومی که همچون صدای طبل تو خالییست، سر می‌دهند.