ای دخترم (5)
و دروغگو هستند برای اینکه اروپا (و نه اسلام و قرآن) را پیشوا و مقتدای خود قرار دادهاند و با توجه به دستورات و راهنماییهای آن حرکت میکنند و حق و حقیقت واقعی را نمیشناسند مگر از روی برچسپهایی که بر آنها وجود دارد. در نزد آنها، حق آنچیزی نیست که در مقابل باطل قرار بگیرد بلکه آنچیزی است که از غرب آمده، از پاریس و لندن و برلین و نیویورک، اگرچه رقص و هرزگی و بیبند و باری و اختلاط در دانشگاهها و لخت شدن در زمین بازی و کنار ساحل باشد[4]، و باطل آنچیزی است که از اینجا آمده: از ازهر و مسجد اموی و آنچه مدارس شرقی و مساجد اسلامی عرضه میکنند، اگر چه که شرف و هدایت و عفاف و پاکی باشد، پاکی قلب و پاکی بدن.
در خود اروپا و آمریکا -چنانچه ما خواندهایم و از کسانی که به آنجا رفتهاند شنیدهایم- خانوادههای زیادی هستند که از این اختلاط بین زن و مرد راضی نیستند و در مقابل آن کمر خم نمیکنند. ای مردم: همانا در پاریس هم پدران و مادرانی هستند که اجازه نمیدهند دختران بزرگشان همراه جوانی بروند یا در رفتن به سینما او را همراهی بکنند، بلکه آنها دخترانشان را وارد موسسات و آموزشگاهها نمیکنند مگر اینکه آنها را بشناسند و به سلامت آنها از فحشا و فجور اطمینان پیدا کنند، فحشا و فجوری که متأسفانه هیچ یک از این اعمال هرزه و بازیگوشیهای زشت که آن را فیلم و سریال مینامند، خالی از آنها نیستند. اعمال و فرهنگهای شنیعی که شرکتهای مصریِ پوچ و بیارزش (که همانند جهلشان به دین، از فنون سینما نیز اطلاعی ندارند)، آن را به اسم فیلم ترویج می دهند.
میگویند: اختلاط سرکشی شهوت را میشکند و اخلاق را نیک و منضبط میگرداند و جنون جنسی را از وجود انسان خارج میکند. من جواب را به کسانی که اختلاط را در مدارس تجربه کردهاند واگذار میکنم. روسیهای[5] که پایبند هیچ دین و شریعت نیست و سخن شیخ و کشیش را نمیشنود، آیا زمانی که در مجتمعش اختلاط را تجربه کرد و فساد ناشی از آن را به عین دید، این فرهنگ را تغییر نداد؟
اما آمریکا، آیا نخواندهاید که یکی بزرگترین مشکلات آمریکا، مشکل بالا رفتن آمار دانشآموزان دختریست که حامله میگردند[6]؟ چه کسی خوشش میآید که در مدارس و دانشگاههای مصر و شام و دیگر کشورهای اسلامی چنین مشکلی بوجود بیاید.
من پسران جوان را مخاطب قرار نمیدهم و انتظار ندارم که به من گوش دهند و من میدانم که آنها سخن مرا رد میکنند و نظرم را هرزه و ناپسند میشمارند، چرا که من آنها را از لذتهایی محروم میکنم که خودشان هم باور نمیکنند که به آن دست پیدا کردهاند، بلکه شما را مخاطب قرار میدهم ای دخترانم. ای دختران مومن و متدین، ای دختران شریف و پاکدامن، چرا که در این اوضاع قربانی دیگری جز شما وجود ندارد. پس وجودتان را برای قربانی شدن در کشتارکاه ابلیس تقدیم نکنید. گوش به حرف کسانی ندهید که زندگی همراه با اختلاط را به شما زیبا نشان میدهند و آن را آزادی و تمدن و پیشرفت و فن و زندگی دانشجویی مینامند، چرا که اکثر این نفرین شدهها، همسر و فرزندی ندارند و هیچ کدام از شما هم برای آنها هیچ اهمیتی ندارید مگر برای لذت جویی گذرا.
اما من پس پدر دخترانی هستم، هنگامی که از شما دفاع میکنم در واقع از دخترانم دفاع میکنم، من خودم هم اهداف و خواستههایی دارم اما آنچه برای آنها میخواهم همش خیر و صلاحشان است.
تقديم به تو ای شباب امّت محمّد وای اميد ملّت