دولتشهای آخرین زن رضا شاه در خاطرات خود به کشف حجاب و اینکه خود آن‌ها نیز از بی‌حجابی خجالت می‌کشیدند اشاره می‌کند. وی می‌گوید:

در آن زمان کلیه طبقات مردم پایبند به اصول اخلاقی خاصی بودند. خانمها در کوچه و خیابان کمتر رفت و آمد می‌کردند. مسئله چادر نبود و بیشتر زنان در آن روزگار چاقچور داشتند که نوعی روبنده بود. در چنان اوضاع و احوالی، یک دفعه با زور و اعمال قدرت، دستور رفع حجاب داده شد. به همین جهت هم با عکس‏‌العمل شدید مردم روبه‏ رو شد.

یادم می‌‏آید ما حتی موقعی که در اتومبیل نشسته بودیم و حجاب نداشتیم از دیدن عابرین خجالت می‌‏کشیدیم. این موضوع مربوط به طبقه خاصی نبود و عموم مردم از این دستور بدون مطالعه در رنج و عذاب بودند. رضاشاه دستور داده بود که همه ما باید بی‏حجاب باشیم. این کار اول بسیار مشکل بود، خجالت می‏‌کشیدیم و خیلی ناراحت بودیم. اوایل کلاه پوست سرمان می‏گذاشتیم و پالتو پوست با یقه بلند می‌‏پوشیدیم. سعی می‌‏کردیم کمتر در انظار ظاهر شویم و به همین جهت اغلب به بیرون شهر می‏رفتیم. یادم می‌‏آید در آن روزها معمولاً به باغ حسام‌‏السلطنه در اکبرآباد می‌‏رفتم تا ناچار نباشم در انظار عموم مردم بی‏حجاب باشم. چون از خودمان اختیار نداشتیم مجبور به اطاعت از دستور شده بودیم.

عدم داشتن حجاب مخصوص جامعه ما نبوده ونيست ولی دشمنان اسلام ومسلمين برای اينكه در بين صفوف مسلمانان واعتقاداتشان رخنه بيندازند در صدد برآمدندجوانان ومردان ما را بی غيرت كنند ومردی كه غيرت نداشت گرفتن اسلام واصول دينی برايش نه اينكه اهميتی ندارد كه در واقع هيچ ارزشی ندارد .

امروزه دشمنان اسلام به راحتی در بين ما رسوخ پيدا كرده اند و متاسفانه دارند ما را با فرهنگ اصيل اسلامی بيگانه م‍ی كنند زمانی كه بود كه زنان از وحشت اينكه مبادا چادر از سرشان كشيده شود وتوهين به عقايد وباورهايشان شود حاضر نمی شدند از خانه بيرون بروند ولی دختر امروز ما ناراحت است كه چرا حجاب ؟؟ چرا بايد دور خود را حصار بگيرم و يا بروز ومتجدد نباشم ؟! جوانان ما كه مردان آينده دختران ما خواهند بود شايد بعضی از آنها بويی از اسلام نبرده باشند وفقط نام مسلمان بودن را با خود يدك می كشند ؟!

خدايا جوانان مارا برآن راهی قرار بده كه رضای تو در آن است . ( آمين )