پدران ما هم مي گويند!!!!
پس قرآن را یاد بگیرید که در روز قیامت پیش صاحبش میآید و میگوید: هر جا
بروی، من هم میآیم.«و کل تاجرٍ من وراء تجارته و انا لک الیوم من وراء
تجارة کل تاجر». یعنی هر کسی به تجارت خود دل خوش کرده است؛ اما من (قرآن)
یگانه تجارت تو هستم.
«وسیأتیک». قرآن به صورت یک جوان زیباروی ظاهر میشود و خطاب میکند: صبر کن که بزودی کرامت پروردگار نصیب تو خواهد شد.
«فیعطی بتاجٍ فیوضع علی رأسه». یک تاجی میآورند و روی سر این قاری قرآن
میگذارند. یعنی این شخص شاه اشخاصی است که در عرصات ظهور به هم
رسانیدهاند.
جوانهای عزیز، خوب گوش بدهید! در ابتدای جوانیِ من، کسی نبود که این حدیث
را برای من بخواند؛ ولی من به شما تذکر میدهم و یادآوری میکنم.
این هم یک مشوق برای شما تا بدانید که قرائت قرآن با خون و رگ و پی شما میآمیزد.
دربارهی شیطان گفته شده است که«ان الشیطان لیجری من ابن آدم مجری الدم».
یعنی شیطان از راه دوران دم وارد خون میشود و قلب را وسوسه میکند. اما
این جوانی که قرائت قرآن کرده است وکتاب باری تعالی با خونش ممزوج شده
است، شیطان چگونه میتواند او را وسوسه کند؟!
«یعطی الامان بیمینه». به او گفته میشود: تو در امانی. هیچ غصه نخور. آتش جهنم حتی به ذهنت هم خطور نکند.
«و الخلد والجنان بیساره». بهشت در سمت چپ توست، باباجان!
«و یُکسیٰ حُلَّتین». دو حله و لباس بهشتی به او میپوشانند.
«ثم یقال اقرأ وارقه». به اوگفته میشود: همان قرآنهایی که میخواندی، باز بخوان و بالا برو!
پروردگار خودش لایتناهی است. جوایزش هم لایتناهی است.
باز کج سلیقگی کن و بگو: بچهام اگر به مسجد برود؛ درسش میماند!
ای بیچاره! وقتی این قسمت از روایت را گوش دادی، آنوقت میزنی توی سرت!
«و یکسیٰ ابواه حُلتین» دو تا حُله و لباس بهشتی هم به پدر و مادر قاری
قرآن میپوشانند. باز نگذار پسرت بیاید مسجد!
به پدر و مادر این قاری قرآن میگویند: این جزای آن قرآنهایی است که فرزند شما خوانده است"
تقديم به تو ای شباب امّت محمّد وای اميد ملّت